در گلستان دین گل بیخار زینب است
(السَّلامُ عَلیکِ یا أُمُّ المَصائِبِ یا زَینَب)
در گلسِتان دین، گل بیخار زینب است
عِطر آفرینِ گلشن دادار ، زینب است
برج سپهر معرفت و عصمت و عفاف
مِهر منير و مطلع انوار ، زینب است
زینِ اَب است و ایزدش این نام هدیه کرد
نامی که بهر اوست سزاوار، زینب است
دخت علی و فاطمه آن زوج بی قرین
اُخت الحسین، خسروِ احرار زینب است
هم یادگار فاطمه در وحدت و کمال
هم بهر کودکان علی ، یار زینب است
برتر معینِ شاه شهیدان کربلا...
در عرصه های رزم، پرستار زینب است
بر کودکان مضطر و سجاد و اهلبیت
اُمّ المصیبه عمهی غمخوار، زینب است
از کربلا به شام و مدینه اسیر خصم
همراه رأس سروَر ابرار ، زینب است
در مجلس یزید ، ز افشای کفر وی
ویرانگر حکومت غدّار ، زینب است
آنکه به تیغِ خطبه بزد ریشهی فساد
با منطق فصیح علی وار، زینب است
شد وارد خرابه چو رأس شهید عشق
مرثیه ساز خیل عزادار ، زینب است
رأس پدر چو دید رقیه ؛ سپرد جان
شاهد بر این مصیبت غمبار، زینب است
پس با امام خویش علی، زینِ عابدین
همبزم و همدم غم بسیار، زینب است
(شمس قمی) شهیدهی مظلومه بیگمان
از فتنهی یزید تبهکار ، زینب است.
اشعار زنده یاد