بتوانی ار ز خاطر خود رفع غم کنی
بتوانی از ز خاطر خود رفع غم کنی
دانی ز خلق رفع ملال و الم کنی
منع رطب اثر نکند گر خوری رطب
غمگین کجا ز غمزدگان رفع غم کنی
پاینده باشدت به جهان نام نیک اگر
بر توده ی فقیر ز شفقت کرم کنی
بهر رفاه و خدمت مردم بکوش تا
خود را به پیش خلق جهان محترم کنی
غافل مشو که جور و ستم بر خدا شود
بر یک وجود زنده چو جور و ستم کنی
نبوَد روا ستم به بنی نوع خویشتن
دور از فتوت است که صید حرم کنی
چون نیست غیر کوشش خود حاصلی تو را
نابخردیست گر گله از بیش و کم کنی
با تاج و تخت فقر و قناعت خطا بوَد
گر آرزوی تاجِ کی و تخت جم کنی
(شمس قمی) خلاف شرافت بوَد اگر
در زیر بار سعی و عمل پشت، خم کنی
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم فروردین ۱۳۹۹ ساعت 16:14 توسط جمع آوری شده توسط شاعران قم
|
اشعار زنده یاد