زهی مناعت طبع و متانت درویش
(رشحات دل)
زهی مناعت طبع و متانت درویش
زهی سلامت نفس و دیانت درویش
نظر به دولت و جاه و جلال کس نکند
زهی به دولت فقر و قناعت درویش
امیر و حاکم و سلطان و پادشه باشند
گدای گوشه نشینی به مُلکت درویش
مجاهدان طریق و مکاشفان فریق
گرفته سرخط همت ز عزلت درویش
پناه عرش نشینان و قدسیان باشد
رواق خانقه و بیت حضرت درویش
فروغ و جلوت آیات بیّنات فلک
ببین به کنج خرابات و خلوت درویش
چو بندگی نکند جز به درگه مولا
زبانزد است به عالم سیادت درویش
نباشدش به کسی حاجت و نمیباشد
سوای فقر الی الله ، حاجت درویش
به کس نیاز نیارد که نازِ کس نکشد
چو ناز بر فلک آورده غیرت درویش
ز کبر و ناز به دور است و جز خضوع و خشوع
مجو به صورت درویش و سیرت درویش
به جز خدا و رسولان و اولیای رُسل
کسی به دهر نداند رسالت درویش
فقط ز سکه ی عرفان کند کفایت فقر
که دیدهام به کف با کفایت درویش
نعیم عیش دو عالم به فقر بفروشد
همین بوَد به دو عالم تجارت درویش
دو دیده بسته ز گیتی به یُمن لطف کریم
خود این بس است به گیتی کرامت درویش
دهد به مرده دلان روح و زنده دل سازد
دم مسیح نواز محبت درویش
به سلک صوفی عارف کسی نیارد راه
مگر به موهبت پیر و رخصت درویش
علامتی و نشانی نباشدش جز فقر
زهی نشان و زهازه علامت درویش
دلیل و حجت حق است عارف سالک
چو قائم است به هر عصر حجت درویش
رسالت همه ادیان خلاصه میگردد
به رمز «هو» که بیابی ز صحبت درویش
ز سر چو تاج شهی، برگرفت بن ادهم
بیافت سلطنت فقر و دولت درویش
به عشق حق چو علی «عز مَن قنع» فرمود
ستود عزت نفس و مناعت درویش
علیست مظهر عشق و کمال و بر تن داشت
به وقت کار و عمل ژنده کسوت درویش
علیست شاه ولایت کزو بجاست همی
اساس کشور عشق و ولایت درویش
به جز علی نتوان یافت رهبری عادل
که بوده مذهب عدلش حمایت درویش
به نان جو چو قناعت کند علی یعنی
همین طریقت محض است و خصلت درویش
علی چو اسوهٔ درویشی اَست درویشان
کنند فخر که او بوده آیت درویش
کن اهتمام و شبی همت از علی بطلب
مگر علی دهدت هدیه ، همت درویش
سعادت ار طلبی بگذر از علایق دهر
به شرط پیروی پیر و رخصت درویش
به دستگیری مردم بکوش و یاری خلق
که دستگیر تو گردد عنایت درویش
گرت هوای حقیقت به سر بوَد ای دوست!
گزین شریعت ناب از طریقت درویش
ره حقیقت اهل طریقت ار جویی
بپوی در ره عشق و شریعت درویش
اگر به پاس حقیقت عطا کنند بهشت
بوَد بهشت ، از آنِ حقیقت درویش
خلاصه حال خوشی دست اگر دهد او را
به حول و قوهٔ حق است، حالت درویش
چکیدهٔ رشحات دل است (شمس قمی)
که هدیه میکنم اینک به ساحت درویش
مرا به رسم صِله خلعتی سزاوار است
به ذکر «نادعلی» نخبه خلعت درویش
شادروان سید علیرضا شمس قمی
۱۳۶۹
اشعار زنده یاد