(ارباب حقیقت)

بزم ارباب حقیقت را ، صفایی دیگر است
چشمهٔ خورشید را نور و ضیایی دیگر است

رهروان کوی حق ، پا در طریق حق نهند
زانکه این ره را دلیل و رهنمایی دیگر است

ترک آداب شریعت ، در حقیقت کافری‌ست
در طریقت این حقیقت را بهایی دیگر است

عالم عارف بوَد مرد حقیقت چون که علم
در شریعت بر طریقت اعتلایی دیگر است

چشم حق‌بین باز کن در خود ببین آثار حق
زانکه چشم اهل معنا را خدایی دیگر است

ما صلاح مدعی خواهیم و آن گمگشته را
بر خلاف ادعایش ، مدعایی دیگر است

طوطی تازه سخن را گو مزن دم از سخن
بلبل گلزار را ، شور و نوایی دیگر است

کذب و بدعت را به دور افکن بهل رنگ و ریا
چون حقیقت‌گوی را رنگ و جلایی دیگر است

گو : نبالد بر بها و قدر خود گوهر از آنک
گوهر علم و فضیلت را بهایی دیگر است

(شمس قمّی) بر ولای دوست باشد متکی
زانکه او را در جهان عشق و ولایی دیگر است

شادروان سید علیرضا شمس قمی