ای فخر آفرینش ارض و سما حسین!
(اَلسَّلٰامُ عَلَیْكَ یٰا اَبٰاعَبْدِاللّٰهِ الْحُسَیْن)
(شاهکار خلقت)
ای فخر آفرینش ارض و سما حسین!
ای بحر عقل و بینش بی منتها حسین!
ای شاهکار خلقت دادار لایزال!
ای پاسدار دین رسول خدا حسین!
سرلوحهی مشیت و دیباچهی وجود
اسطورهی حقیقت و راز بقا ، حسین
پور علی و سبط نبی ، خاتم رسل
نور دوچشم فاطمه خیرالنّسا حسین
زآن پیشتر که بهر شهادت صلا دهند
با عشق و شوق مرگ بگفت الصّلا حسین
تا دین حق بماند و حق باشد استوار
بگذاشت پا به معرکهی کربلا حسین
بیعت نکرد با ستم و کفر، چون نخواست
قامت به زیر بار مذلّت، دوتا حسین
با عشق دوست، عشق جهان پشت سر نهاد
الّا طریق حق همه جا گفت: "لا" حسین
در هر بلا بگفت به امر خدا : بلی...
چون دیده بود مکتب "قالوابلیٰ" حسین
از کفر و جور و کین یزید ستم شعار
از حج گذشت و رفت سوی نینوا حسین
بیداد خصم تا به جهان ، بر مَلا کند
ترک صفا و مَروه نمود از صفا حسین
با حالتی پریش، ز جمع خسان برید
باری سوا شد از همهی ماسَوا حسین
از خود گذشت و همسر و اولاد و اهلبیت
الحق که بود مظهر جود و سخا حسین
عباس، ساقی حرم و اکبر جوان...
هم طفل شیرخواره نمودی فدا حسین
اصحاب با وفا چو "بُریر" و "حبیب" پیر
جمعی ز دست داد، درآن ماجرا حسین
در امتحان پُرخطر جنگ عقل و عشق
شد قهرمان فاتح صبر و رضا حسین
رفت از قفای قاتل خود سرجدا چو بود
از تیغ وی، شهید ذبیح القضا ، حسین
شمر لعین ز شرم گنه میگریخت چون
میدید : رأس خود ننماید رها ، حسین
آه از دمی که زینب غمدیده خواهرت
فریاد میزد از غم داغ تو: یا حسین!
آه از دمی که آتش ظلم یزید سوخت
بعد از تو خیمههای حریم تو را حسین!
آه از دمی که عترت و ناموس مصطفیٰ
میدید در اسارت قوم دغا ، حسین
آه از دمی که بیکفن و غسل شد به خاک
در دشت کربلا، شه گلگون قبا ، حسین
یک تن نبود تا که بپرسد از آن گروه
آیا نبود نور دل مصطفا ، حسین ؟!
آیا حسین، زادهی شیر خدا نبود
آیا نبود "خامس آل عبا" حسین ؟
لعن ابد، بوَد به یزید و متابعین
اندر شهادت شهِ فُلک هدیٰ ، حسین
ذات و صفات حق ز تو گردیده آشکار
زین منزلت توراست خدا خونبها حسین!
"ثاراللَّهی" و هست خدایت، ولیّ ِ دم
آری خداست بهر تو صاحب عزا حسین
نامردمان که از خط عشقت جدا شدند
گشتند از خدای تو گویا جدا ، حسین!
خورشیدسان ، فروغ سپهر برین شود
هر کو به قدر ذرّه دلش هست با حسین
مشمول لطف توست چو بیگانه نیست شک
شامل شود عطای تو بر آشنا ، حسین!
امروز اگر ز عشق تو فریاد میکشیم
فردا برس ز مهر، به فریاد ما ، حسین!
تاریک شد ز ظلمت دل طبع (شمس قم)
کن از فروغ مِهر، دلم پر ضیا ، حسین!
شادروان سید علیرضا شمس قمی
اشعار زنده یاد