(گدای عشق)

گفتم: به وصل من کوش! گفتا: گرَم برآید
گفتم: فِراق تا کی؟ گفتا: دگر سر آید

گفتم: ز شام هجرت شد تیره روزگارم
گفتا: ز مهوشان کی، جبران آن برآید ؟

گفتم: غزال مستت، صید دلم نموده
گفتا که: صید دل‌ها ، ما را مقدر آید

گفتم: گدای عشقم بر درگه جمالت...
گفتا که: شه گدا را ، کی ذرّه‌پرور آید ؟

گفتم: وفا بیاموز، جانا ز عاشق خود
گفتا: وفا ز معشوق، البته کمتر آید

گفتم: به دادِ دل رس! کز فرقت تو خون شد
گفتا که: قلب دلبر، کی دادگستر آید ؟

گفتم: ز وصل رویت بر (شمس قم) خبر دِه
گفتا که: بحث آن هم، در وقت دیگر آید.

شادروان سید علیرضا شمس قمی